اعتقادی: اعتقادی:

فرهنگی:

اجتماعی:

 
 

عدالت صحابه ازدیدگاه اهل سنت وپیروان اهل بیت(ع)

برخي ازفضايل امام علي عليه السلام

برتري وافضليت امام علي ع بر سائر انبياء عليهم السلام به جزخاتم انبياء صلي الله عليه وآله وسلم

كتابخانه۱ تبیان

کتابخانه۲

توصیح المسائل  مرجع.

 

گنجینه ومخزن اشعار در مدایح ومراثی اهل بیت ع

اصول دین (عقائيد)

برسی آیت الاحکام مقارن حد سرقت

آسيب‏هاى اخلاقى‏

آسيب‏هاى حقوقى مرد در خانواده‏

آسيب‏هاى حقوقى فرزندان و والدين‏

تساهل وتسامح در دین(مبانى شكل‏گيرى انديشه تساهل در غرب)

 

رشوه وفساد اداری در اسلام

مهمترين عوامل گرايش به رشوه و رشوه خواري

ارکان ایمان

 دوستى و دشمنى

 

رشوه ازديگاه فقها: آسيب شناسي تربيت

 آسيب هاي جامعه

 
رشوه ازدیدگاه حکم عقل و اجماع شيطان دورنمايى از حقوق خانواده
 
ج)رشوه ازدیدگاه احاديث و روايات:
 
 
دلائل حرمت رشوه در قرآن وحديث وحكم عقل

 



نوشته شده توسط نعیمی   | لینک ثابت |

1 يوشك الامم ان تداعي عليكم تداعي الالكة علي قصعتها قال قائل منهم: من قلة نحن يومئذٍ؟ قال: بل أنتم كثير و لكنّكم غثاءٌ كغثاء السّيل لينزعن الله من عدوكم المهابة منكم، ليقذفنّ في قلوبكم الوهن قال قائل: يا رسول الله! و الوهن؟ قال: حبّ الدّنيا و كراهية الموت‏ سنن ابي‏داود، خ 4297

2 قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): إذا عظمت أمتي الدنيا نزع الله منها هيبة الاسلام‏ مجموعه‏ورام، ج 1، ص 75.

3 اذا عظّمت امّتي الدّنيا نزعت منها هيبة الاسلام و اذا تركت الامر بالمعروف و النّهي عن المنكر حرمت بركة الوحي و اذا تسابّت امّتي سقطت من عين الله‏ جامع الصّغير، ج 1، ص 331 و تفسير جوامع الجامع، ج 1، ص 470

4 قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (ع): حُبُّ الدُّنْيَا رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَة كافي، ج 2، ص 316.

5 اذا رأيت امّتي تهاب الظالم ان تقول له انك ظالم فقد تودّع منهم‏ جامع الصغير، ج 1، ص 97

6 صفتي احمد المتوكل ... و امته الحمادون ... و رهبان بالليل و ليوث بالنّهار جامع الصغير، ج 2، ص 64

7 قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): إن لكل أمة فتنة و إن فتنة أمتي المال‏ روضه‏الواعظين، ج 2، ص 429.

8 قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): إِنَّ الدِّينَارَ وَ الدِّرْهَمَ أَهْلَكَا مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ وَ هُمَا مُهْلِكَاكُمْ‏ كافي، ج 2، ص 316.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نعیمی   | لینک ثابت |

1. گناه علني‏

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): إِنَّ الْمَعْصِيَةَ إِذَا عَمِلَ بِهَا الْعَبْدُ سِرّاً لَمْ تَضُرَّ إِلا عَامِلَهَا وَ إِذَا عَمِلَ بِهَا عَلانِيَةً وَ لَمْ يُغَيَّرْ عَلَيْهِ أَضَرَّتْ بِالْعَامَّةِ قرب‏الاسناد، ص 26.

(نقش روزنامه‏ها و افشاگري‏هاي نابجا)

2. شايعه‏

إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلي ما فَعَلْتُمْ نادِمينَ‏ حجرات/ 6.

پيامبر (ص) وليد بن عقبه را فرستاد تا زكات‏هايي را كه حارث جمع كرده تحويل بگيرد و بياورد. رفت و برگشت و به دروغ گفت حارث زكات‏ها را نمي‏دهد و حتي مي‏خواست مرا بكشد كه من فرار كردم. سپس مردم آماده مقابله شدند كه حارث خدمت پيامبر (ص) رسيد و گفت: من اصلا وليد را نديده‏ام. دروغ مي‏گويد. آيه نازل شد.

قال في الميزان نزول الايه في حق الوليد مستفيض من الطريقين.

3. افسردگي وبي نشاطي‏

وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الاعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُومِنينَ‏ آل عمران/ 139.

براي دلداري مسلمين شكست خورده احد نازل شد وَ لا تَهِنُوا از وهن به معناي سستي (خواه در جسم يا روح و اراده)

وَ أَنْتُمُ الاعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُومِنينَ‏ اشاره به اين است كه شكست شما در واقع براي نافرماني از امر پيامبر (ص) بود. از هم اكنون باز اگر از اين تجربه تلخ استفاده كنيد و ايمان آوريد باز پيروزي نهايي از آن شماست.

4. زخم زبان ها

وَ لَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ مِنَ الَّذينَ أَشْرَكُوا أَذيً كَثيراً وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الامُور آل عمران/ 186.

شأن نزول آيه:

از يك سو اموال مهاجران به مصادره مشركان در مكه درآمد و از سوي ديگر در مدينه گرفتار يهود شدند و از همه سخت‏تر شاعران مشرك كينه‏توز و بدزبان نسبت به دختران و زنان مسلمان اشعار عشقي و هجوكننده مي‏سرودند تا از نظر رواني مسلمانان را در فشار قرار دهند. نام آن شاعر كعب بن اشرف بود كه پيامبر (ص)

5. نفاق‏

1- سوگندها: اتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبيلِ اللّهِ‏ مجادله/ 16.

2- اشك‏ها: وَ جاو أَباهُمْ عِشاءً يَبْكُونَ‏ يوسف/ 16.

3- نفاق‏ها و گفتارها: وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يُشْهِدُ اللّهَ عَلي ما في قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصامِ‏ بقره/ 204.

6. حاكميت سلاطين‏

1- إِنَّ الْمُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوها وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِها أَذِلَّةً وَ كَذلِكَ يَفْعَلُون‏ نمل/ 034.

7. كم رنگ شدن عدالت اجتماعي‏

1- قالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ (ع): لَنْ تُقَدَّسَ أُمَّةٌ لا يُوخَذُ لِلضَّعِيفِ فِيهَا حَقُّهُ مِنَ الْقَوِيِّ غَيْرَ مُتَتَعْتِع (نه به زحمت) نهج‏البلاغه، نامه 053.

2- قَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ (ع): لِعُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ ثَلاثٌ إِنْ حَفِظْتَهُنَّ وَ عَمِلْتَ بِهِنَّ كَفَتْكَ مَا سِوَاهُنَّ وَ إِنْ تَرَكْتَهُنَّ لَمْ يَنْفَعْكَ شَيْ‏ءٌ سِوَاهُنَّ قَالَ وَ مَا هُنَّ يَا أَبَا الْحَسَنِ قَالَ إِقَامَةُ الْحُدُودِ عَلَي الْقَرِيبِ وَ الْبَعِيدِ وَ الْحُكْمُ بِكِتَابِ اللَّهِ فِي الرِّضَا وَ السَّخَطِ وَ الْقَسْمُ بِالْعَدْلِ بَيْنَ الاحْمَرِ وَ الاسْوَدِ فَقَالَ لَهُ عُمَرُ لَعَمْرِي لَقَدْ أَوْجَزْتَ وَ أَبْلَغْتَ‏ تهذيب‏الاحكام، ج 6، ص 0227.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نعیمی   | لینک ثابت |

سخنان معصومان عليهم السلام
رسول خدا(ص): «ثلاثه من الذنوب تعجل‏عقوبتها و لا توخر الي الاخره: عقوق الوالدين، والبغي علي الناس و كفر الاحسان‏». (1)
سه گناه است كه در كيفر آن [در دنيا] شتاب شود و به روز قيامت نيفتد:
نافرماني و آزردن پدر و مادر، ستم بر مردم و كفران احسان و نيكي.
امام علي (ع): «المعصيه تمنع الاجابه‏». (2)
گناه از اجابت دعا جلوگيري مي‏كند.
امام سجاد (ع): «و الذنوب التي ترد الدعاء و تظلم الهواء: عقوق الوالدين‏» (3)
از جمله گناهاني كه دعا را باز مي‏گرداند و هوا را تاريك مي‏كند نافرماني ورنجاندن پدر و مادر است.
امام سجاد (ع): «والذنوب التي ترد الدعاء: سوءالنيه و خبث السريره، و النفاق مع الاخوان، و ترك التصديق بالاجابه، و تاخيرالصلوات المفروضات حتي تذهب اوقاتها و ترك التقرب الي الله عزوجل بالبر والصدقه و استعمال البذاء و الفحش في القول‏» (4) .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نعیمی   | لینک ثابت |

چكيده:
پروردگار متعال مي‏خواهد كه همه ما سرشار از نيرو و اشتياق باشيم و جسم، ذهن و روحي سالم داشته باشيم.بي‏ترديد، زندگي پر نشاط و با طراوت منظور پروردگار است و ذهنيت‏هاي نادرست، اين وضعيت مطلوب را برهم مي‏زند.يكي از ذهنيت‏هاي نامطلوب، «حسادت‏» است كه بايد علل و زمينه‏هاي رشد آن را در خانواده، جامعه و از همه مهم‏تر، در خود جست و جو كرد و با توجه به آثار نامطلوب جسمي و رواني كه در ما ايجاد مي‏كند، با به كارگيري شيوه‏هاي اخلاقي و علمي، از بروز آن در خردسالي جلوگيري كرده، در صورت شكل‏گيري، با خشكاندن ريشه‏هاي آن در بزرگ‏سالي، خود را از دام اين هيجان نامطلوب رها سازيم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نعیمی   | لینک ثابت |

1- نسلي که معاصر عسکريين‏عليهما السلام بودند و به دوران غيبت صغرا وارد شدند با نسلي که در دوران غيبت صغرا چشم به جهان گشودند، از لحاظ شناخت امام معصوم‏عليه السلام، بسيار متفاوت‏اند؛ زيرا، نسلِ امام ديده با نسلي که امام معصوم را نديده باشد، تفاوت فاحش دارند، و نيز نسلي که به زمان حضور امام‏عليه السلام نزديک باشند با نسل‏هايي که بعداً مي‏آيند، از اين جهت، بسيار متفاوت‏اند.
2- ايمان به امامي که کودک باشد، با توجّه به امکان ارتباط با او - همانند ارتباطي که شيعيان با امام محمد جوادعليه السلام و يا امام علي هادي‏عليه السلام داشتند - با کودکي که هم امام باشد و هم غايب باشد و ارتباط با او بسيار سخت و چه بسا در شرايطي، غير عملي باشد، براي کساني که در دوران غيبت هم عصر او شده باشند، مشکل است و نياز به دلايل حسي و عقلي کافي دارد.
3- شناخت و اعتماد به مرجع يا مراجعي شايسته براي آگاهي از تکاليف ديني و وظايف عملي، در حالي که قبلاً تکاليف ديني خود را از امام معصوم‏عليه السلام به طور مستقيم دريافت مي‏کردند، مشکل ديگر اين عصر است.
4- ارتباط روحي و معنوي با امام غايب‏عليه السلام و رهبر معصوم و احساس به حضور او در عين غيبت و استتار او، مشکلي ديگر است.
5- عدم تمرکز رهبري شيعه، و به وجود آمدن اختلاف در سطح رهبري ميان خود شيعيان که ضعف شيعه و ناکام بودن آنان در برابر طوفان مشکلات را به دنبال دارد، يکي ديگر از مشکلات است.
6- انشعاب در عقائد و افراط و تفريط در گرايش‏هاي اعتقادي و پايمال شدن هويّت شيعي شيعيان، در اثر تعدّد فرقه‏ها در خصوص موضوع امامت، نيز از مشکلات است.
7- يأس و نااميدي در اثر طولاني شدن مدّت غيبت و استتار امام معصوم‏عليه السلام، هفتمين مشکل اين عصر است.
8- مشکل ديگر، سوء استفاده برخي افراد از غيبت امام‏عليه السلام از جهت ادعاي ارتباط با امام معصوم‏عليه السلام و دعوي نيابت او است.
9- مشکل محروميّت از راهنمايي‏هاي امام معصوم‏عليه السلام - که برخي وجود و عدم او را يک سان مي‏پندارند و فلسفه‏ي امامت پيوسته و راستين را نقض شده مي‏بينند را نيز مي‏توان نام برد؛ زيرا، شيعيان، با داشتن امامان معصوم‏عليهم السلام و دست رسي به آنان، خود را از ساير مسلمانان متمايز مي‏ديدند و امکان ارتباط آنان با امام معصومِ از نسل رسول الله‏صلي الله عليه وآله، آنان را به خانه‏ي وحي و اهل بيت پيامبرصلي الله عليه وآله پيوند مي‏داد و هميشه خود را سرفراز مي‏ديدند، ولي با غيبتِ امام معصوم‏عليه السلام و گسسته شدن اين پيوند، اين تمايز و سرفرازي را از دست مي‏دهند.
10- اگر در قرن آغازين غيبت، طولِ عمرِ امام معصوم‏عليه السلام مطرح نبود، ولي در قرن‏هاي پس از آن، روز به روز، مسئله‏ي طول عمر، پيچيده‏تر و مشکل‏تر شده است. بدين معنا که هر چه عمر امام‏عليه السلام طولاني‏تر مي‏شود، بيش‏تر مورد شبهه و سؤال قرار مي‏گيرد.
حال، نقش امام مهدي‏عليه السلام در حلِّ اين مشکلات و رفع اين چالش‏ها در دوران غيبت صغرا و نيز نقش نوّاب و وکلاي امام و دانشمندان دوران غيبت صغرا و آغاز غيبت کبري در اين زمينه، و سپس نقش تمام شرايط حاکم بر اين دوران را بايد مطالعه کنيم تا ببينيم که امام مهدي‏عليه السلام چه‏گونه به حلِّ اين مشکلات پرداخته و شيعيان را از پيامدهاي منفي اين چالش‏ها، رهايي داده است.

نوشته شده توسط نعیمی   | لینک ثابت |

روايت‏هاي پيامبر خاتم‏صلي الله عليه وآله و يازده امام معصوم‏عليهم السلام - به دليل نقش‏هاي متعدد هر يک از معصومان، و صادر شدن آن روايات قبل از تولّد امام مهدي‏عليه السلام [1]  - از موقعيّت علمي ويژه‏اي برخوردار است و پيامدهاي گوناگوني را در پي داشته است که به برخي از اين پيامدها اشاره مي‏کنيم:
1- زمينه سازي رواني براي شيعيان و مسلمانان نسبت به اصل غيبت و طولاني بودن آن.
2- تعيين تکليف مسلمانان و شيعيان در دوران غيبت کبري و ايجاد زمينه براي هر گونه سؤال جهت کسب تکليف خود.
3- روشن کردن وضعيّت آينده‏ي جامعه اسلامي و شرايط سياسي اجتماعي و هشدار دادن نسبت به آن.
4- تطابق پيشگويي‏ها و واقعيت‏هاي تحقّق يافته، دليلي روشن و گويا بر صحّت و صدق و سلامت راه و مکتب اهل بيت به دست مي‏دهد که مورد توجّه و عنايت شيعيان و مسلمانانِ آگاه بوده است.
5- مسلمانان و خصوصاً شيعيان، با توجّه به شرايط آينده، خود را براي برنامه ريزي مناسب آماده مي‏کنند و از هر گونه وضعيّت ناخواسته دور خواهند بود و حداکثر آمادگي را خواهند داشت.

نوشته شده توسط نعیمی   | لینک ثابت |

مقدمه‏
آسيب‏ شناسي تربيتي مهدويّت، يکي از مصداق‏هاي بحث عام‏تري است که از آن، به عنوان آسيب‏شناسي در تربيت ديني ياد شده است. براي توضيح اين که مقصود از آسيب‏شناسي تربيتي مهدويّت چيست، نخست بايد به جنبه‏ي تربيتي مهدويّت اشاره کرد. اعتقاد به وجود و ظهور امام مهدي (عج)، از جمله‏ي اعتقادات اسلامي و شيعي است و هم‏چون ساير اجزاي اين اعتقادات، لوازم تربيتي معيني بر آن مترتب است. بر اين اساس، مهدويّت، تنها مسأله‏اي اعتقادي نيست، بلکه از بعد تربيتي نيز برخوردار است. هنگامي که ما مشخص مي‏کنيم بر اساس متون روايي، اعتقاد به وجود و ظهور مهدي (عج)، ضروري است، مجموعه‏اي دانشي را براي افراد فراهم نموده‏ايم. اما هنگامي که اين مجموعه‏ي دانشي، به همراه خود، تحولات هيجاني، عاطفي و عملي معيني را ايجاد مي‏کند که ضمن آن، افراد مي‏کوشند خود را براي ياوري امام مهدي (عج) مهيا سازند، چهره‏ي تربيتي مهدويّت آشکار مي‏گردد.
با توجه به جنبه‏ي تربيتي مهدويّت، اکنون مي‏توان مقصود از آسيب‏شناسي معطوف به آن را مشخص کرد. در اين‏جا، آسيب‏شناسي، حاکي از بازشناسي موارد سوءبرداشت يا سوءعملکرد در جريان تربيتي مهدويّت است. تا جايي که به ذات دين، مشتمل بر مهدويّت، مربوط است، نمي‏توان از آسيب و آسيب‏شناسي سخن به ميان آورد. اما هنگامي که جريان تربيت ديني، مشتمل بر بعد تربيتي مهدويّت، شکل مي‏گيرد، امکان ظهور آسيب و بنابراين آسيب‏شناسي فراهم مي‏گردد؛ زيرا در جريان تربيت ديني، دست آدمي گشوده مي‏شود و اکنون اوست که بايد با فهمي که از دين کسب مي‏کند، به عمل روي آورد و زمينه‏ي تحقق برداشت‏هاي خود را هموار کند. در طيّ اين مسير است که افق کوتاه ديد آدمي، بدفهمي‏ها را در دامن مي‏پرورد، چنان‏که دامنه‏ي محدود همّت او، بدکرداري‏ها را در پي مي‏آورد. از اين رو، آسيب‏شناسي تربيتي مهدويّت، تلاشي براي بازشناسي اين گونه لغزش‏هاي فکري و عملي در جريان تحقق بخشيدن به بعد تربيتي مهدويّت است.
اما چنان‏که اشاره شد، آسيب‏شناسي تربيتي مهدويّت، خود، موردي از بحث عام‏تر آسيب‏شناسي تربيت ديني و اسلامي است. به عبارت ديگر، همه‏ي انواع آسيب‏شناسي در تربيت ديني، در هر يک از موارد آن نيز صادق خواهد بود. به اين ترتيب، رابطه‏ي آسيب‏شناسي تربيت ديني با آسيب‏شناسي تربيتي مهدويّت، رابطه‏ي کلي و جزئي خواهد بود. يعني آن‏چه به طور کلي در مورد نخست صادق است، به نحو جزئي و مصداقي، در مورد دوم نيز صادق خواهد بود.
بر اين اساس، چارچوب آسيب‏شناسي تربيتي مهدويّت بايد بر حسب چارچوب کلي آسيب‏شناسي تربيت ديني و اسلامي صورت‏بندي شود. نگارنده، پيش‏تر در مقاله‏اي تحت عنوان «آسيب و سلامت در تربيت ديني»، چارچوبي کلي براي بحث پيشنهاد کرده است.  .
در نوشتار حاضر، با مبنا قرار دادن چارچوب مذکور، در مورد خاص مهدويّت به بحث از آسيب‏شناسي تربيتي خواهيم پرداخت. در چارچوب مبنايي، آسيب‏شناسي تربيت ديني، در هفت محور تنظيم شده است. در هر يک از اين محورها، دو سوي لغزش و آسيب و يک حدّ ميانه، به منزله‏ي شاخص سلامت مطرح گرديده است. در اين‏جا، فهرست محورهاي مذکور ذکر مي‏گردد و در متن مقاله، با اشاره‏اي کوتاه در توضيح هر يک، مستنداتي در خصوص بحث اصلي اين نوشتار يعني مهدويّت به دست داده خواهد شد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نعیمی   | لینک ثابت |

حال كه سخن به اين جا رسيد جا دارد اشاره اي به موانع ذكر از ديدگان قرآن داشته باشيم .
1.از جمله موانع ذكر، رفاه زدگي و توجه افراطي به دنيا است . خداي متعال در اين باره مي فرمايد:
يا ايها الذين آمنو لا تلهكم اءموالكم و لااءولادكم عن ذكر الله و من يفعل ذلك فاءولئك هم الخاسرون ؛ (112) اي كساني كه ايمان آورده ايد! اموال و فرزندانتان شما را از ياد خدا غافل نكند، و كساني كه چنين كنند، آنان خود زيان كارانند.
گرايش به توحيد، خدا پرستي و توجه به پروردگار، امري فطري است . از آغاز شكفتگي نيروي عقل ، يكي از انديشه هايي كه فكر انسان را به خود مشغول مي دارد همين است كه آفريدگار خود را بشناسد و با اين حال و با همه كوشش هاي پيامبران الهي ، گروه اندكي راه فطرت و عقل سليم را بر مي گزينند و در هر عصري معمولا تعداد گمراهان بيشتر است . خداوند با اشاره به همين حقيقت مي فرمايد: قليلا ما تذكرون ؛ (113) چه اندك پند مي گيرند.
بر اين اساس ، خداوند تاءثير گرايش هاي مادي و دنيوي را در جلوگيري از توجه بيش از حد به اموال و اولاد، روح انسان را آلوده مي سازد و صفا و جلاي آن را از بين مي برد.اگر غفلت از ياد خدا باعث مي گردد كه انسان از هدف اصلي حيات باز بماند و به مسايلي كه به همين حيات محدود و چند روزه دنيوي مربوط مي شود و تباهي جاودان را در پي دارد مشغول گردد.
2. يكي ديگر از موانع ذكر ظاهر بيني و جدي نگرفتن حيات است .
قرآن كريم در اين باره مي فرمايد .
يعلمون ظاهرا من الحياة الذنيا و هم عن الاخرة هم غافلون ؛ (114) از زندگي دنيا ظاهري مي شناسند، و حال آن كه از آخرت غافلند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نعیمی   | لینک ثابت |

سختگيري در مسئله ازدواج
نياز پسر و دختر به ازدواج نيازي طبيعي، و احتياجي ذاتي است، خودداري طولاني از هجوم غريزه شهوت براي پسر و دختر امري مشكل به نظر مي رسد.
گاهي طول زمان موجب فساد و افساد، و تباه شدن نيازمند به ازدواج شده است.
گاهي سركشي غرائز باعث افتادن افراد در منجلاب گناه و معصيت شده است.
گاهي جلوگيري از ازدواج براي پسران و دختران درد سر آفريده، و آنان را به امراض مختلفي دچار كرده است.
گاهي ولع به ازدواج و از طرفي موانع راه آن عشق و عاشقي به بار آورده، و دامن هاي پاك را آلوده نموده، و جواناني كه سرمايه يك مملكت هستند تا خودكشي پيش برده.
بعضي از پدران و مادران فرزندان در سن ازدواج را اگر پيشنهاد ازدواج كنند بچه مي دانند، و اعلام نياز آنان را به تشكيل زندگي حاصل بي حيائي و پرروئي به حساب مي آورند، و در اين زمينه به فرزندان خود هجوم برده، آنان را سرزنش و تحقير مي كنند، و به صورتي با آنان برخورد مي نمايند كه آنان سرخورده مي شوند، و اگر از ايمان قوي برخوردار نباشند، خود را مجبور به حركت در كژ راهه مي بينند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نعیمی   | لینک ثابت |

موانعي كه براي دعوت كننده در هنگام تبليغ يافت مي‏شود نبايد او را از مقصد خود بازدارد، حتي اگر مرگ را هم در برابر چشم خود مجسم ديد سخن خود را بگويد و از مرگ نهراسد، زيرا تبليغ كننده بايد تمام همش، مرامش باشد نه‏خودش. پس سزاوار است كه جان خود را در راه هدف خود ببازد و از بزرگ‏ترين خطرات و تهديدات بيمي نداشته باشد.

نوشته شده توسط نعیمی   | لینک ثابت |


مردمان بسياري هستند كه كاملا بر خلاف آن چه كه ذكر شد، فكر مي‏كنند و به همين جهت عقب افتاده‏اند، ولي سر عقب افتادن خود را نمي‏دانند، با آن كه خود را بسيار عاقل و خردمند مي‏پندارند، موانع را هميشه بزرگ مي‏بينند و رسيدن به مقصد را بسيار سخت و دشوار مي‏شمارند. بالاتر آن كه: در هر كاري در خاطر خود موانع پنداري و خيالي ايجاد مي‏كنند و اگر كسي با آن‏ها به مشورت بپردازد موانع را آن‏قدر بزرگ جلوه مي‏دهند و مقصود را به قدري دور و دراز مي‏شمارند تا عاقبت او را از مقصود خويش منصرف مي‏سازند، نه تنها در يك موضوع، بلكه در هر موضوعي كه با آن‏ها سخن گويي، چنين مي‏گويند.
در ميان ما مسلمانان، از اين دسته مردمان كه خود خواهي را هم‏راه با بي‏عرضگي دارند، بسيار است، اين‏ها نه تنها خود، قدمي براي اصلاح جامعه مسلمانان بر نمي‏دارند، بلكه خار راه و سد اصلاحات ديگران نيز هستند از آن طرف، افراد ديگري هستند بسيار مقدم و جسور در كار; باهمت عالي و استقامت كافي به سوي مقصود قدم بر مي‏دارند و به طور قطع مقصود خود را در آغوش خواهند گرفت و اگر كسي با آنان در مقصدي به شور پردازد، به قدري او را تحريص و ترغيب خواهند نمود و روحش را تقويت مي‏نمايند كه هر دوري را، نزديك خوهد ديد; اين دسته اشخاص، هميشه در جامعه پيش و مقدم مي‏باشند. شاعر عرب مي‏گويد:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نعیمی   | لینک ثابت |

سير و سلوك داراي چند مانع است :
1. سالك در هيچ لحظه اي از لحظات حركت خود نبايداحساس وصول يا امتياز برتري كند، اگر چنين آفتي گريبان سالك را بگيرد، نه تنها از حركت به مراحل بعدز باز خواهد ماند، بلكه نفس كمال جوي او به قهقرا خواهد رفت .
2. اشتغالات و علايق دنيوي مانند ثروت اندوزي ، مقام جويي ، شهرت طلبي و محبوبيت خواهي ميان مردم ، از امور تباه كننده سير و سلوك اند، البته اگر ثروت و مقام وسيله اي جهت تنظيم حيات خود و ديگران باشد، نه تنها مانع ره كمال نمهواهد بود، بلكه به خاطر مشقتهايي كه سالك در اين مسير تحمل مي كند، عبادت تلقي خواهد شد.
3. اشباع حس خودخواهي - به هر شكل و با هر وسيله - مانع نيرومندي براي سير و سلوك است . ادعاي تزكيه نيز سد راه كمال است . بر خي ادعاي تزكيه را به عنوان بيان واقعيت ، ناشي از خودخواهي نمي دانند، اما عرفاي بزرگ اين مطلب را نمي پذيرند، زيرا همه عظمتها و امتيازات سالك ، از الطاف الهي است و استناد آنها به خود نوعي شرك محسوب مي شود.
4. شكوفاييها و روشناييهاي خيره كننده كه در حالات عرفاني براي سالك حاصل مي شود، از ديگر موانع سير و سلوك است . برخي از اهل سلوك با بروز اين حالات لذتبار خود را گم مي كنند و اين حالات را آخرين منزلگاه كمال تلقي مي كنند، در حالي كه اين حالات فقط براي تشويق و تحريك سالك جهت ادامه راه است .
5. به فعليت رسيدن قدرتهاي شگفت انگيز، نظير اطلاع از دلها، امور مخفي ، اخبار گذشته و اينده ، تصرف در امور مادي و نفوس ، گاه سالك را از كمال باز مي دارد. سالك بايد بداند كههدف وي وصول به حق است ، نه تحقق كرامات ، وصول به لقاي الهي برتر و با عظمتر از كشف و كرامات است .
6. حالت آرامش و ازادي مطلق و اشراف بر عالم هستي از عظمتهاي شگفت انگيز روح است ، كه اگر سالك آ را از خود بداند، ممكن است از عظمت روح خود غفلت كرده ، ادعاي انا الحق كند.
7. احساس شكوفايي و ابتهاج روح نشانه ورود به جاذبه الهي و تجلي صفات حق تعالي بر دل سالك است . سالك بايد مراقب باشد كه اين احساس سد راه كمال او نشود.

نوشته شده توسط نعیمی   | لینک ثابت |

عواملي‌ كه‌ سبب‌ پاره‌ شدن‌ رشته‌هاي‌ دوستي‌ مي‌شود، بسيار است‌. شماري‌از مهم‌ترين‌ آن‌ها عبارت‌ است‌ از:
أ. آزرده‌ خاطر ساختن‌ دوست‌
بايد از رفتار و گفتاري‌ كه‌ ماية‌ رنجش‌ دوست‌ مي‌شود، به‌ شدت‌ پرهيز كردتا دوستي‌ها استمرار يابد. علي‌(ع) مي‌فرمايد:
اِذا احْتَشَم‌َ الْمْؤمِن‌ُ أَخاه‌ُ فَقَدْ فارَقَه‌ُ.
زماني‌ كه‌ انسان‌ دوست‌ خود را ناراحت‌ و خشمگين‌ ساخت‌، زمينة‌جدايي‌ را فراهم‌ ساخته‌ است‌.
در اين‌ حديث‌ شريف‌ واژة‌ «احتشم‌» به‌ كار رفته‌ است‌ كه‌ به‌ معناي‌خشمگين‌ و شرمنده‌ ساختن‌ ديگري‌ است‌.
ب‌. پذيرش‌ كلام‌ سخن‌ چين‌
سخن‌چيني‌ و نيز پذيرش‌ كلام‌ سخن‌چين‌ از عوامل‌ پراكندگي‌ دوستان‌ ونابودكنندة‌ رشته‌هاي‌ مودّت‌ است‌. دوستان‌ خوب‌ بايد به‌ يكديگر اعتماد داشته‌باشند؛ از پذيرش‌ كلام‌ سخن‌ چينان‌ بپرهيزند و چنان‌چه‌ شنيدن‌ گفتار اين‌ گروه‌ذهنيّتي‌ منفي‌ در آن‌ها پديد آورد، مطلب‌ را به‌ نحو مناسب‌ با يكديگر در ميان‌نهند تا زمينة‌ هر گونه‌ كدورت‌ و جدايي‌ از بين‌ برود. علي‌(ع) مي‌فرمايد:
هر كس‌ به‌ حرف‌ اشخاصي‌ سخن‌چين‌ اعتماد كند، دوست‌ خود را ازدست‌ خواهد داد.
هر كس‌ سخن‌ بدخواه‌ و سخن‌چين‌ را باور كند، دوست‌ خود را تباه‌كرده‌ است‌.
در اين‌ موارد، زودباوري‌ عامل‌ جدايي‌ دوستان‌ است‌. دوستي‌ اقتضامي‌كند كه‌ گفتار سخن‌چينان‌ را دروغ‌ شماريم‌ و در برابرشان‌ باشيم‌ تابدين‌وسيله‌ هم‌ آن‌ها زشتي‌ كار خود را در يابند و هم‌ دوست‌ خويش‌ را ازدست‌ ندهيم‌.
ج‌. خُرده‌گيري‌
انسان‌ موظف‌ است‌ از لغزش‌هاي‌ دوستانش‌ تا اندازه‌اي‌ چشم‌ پوشد و باديدن‌ هر خطايي‌ لب‌ به‌ انتقاد نگشايد. علي‌(ع) مي‌فرمايد:
عذر دوستت‌ را بپذير و اگر نتوانست‌ براي‌ لغزش‌ خود عذري‌ بياورد توبراي‌ او عذري‌ بتراش‌.
يكي‌ از دانشمندان‌ مي‌گويد:
عذر دوستان‌ را بايد پذيرفت‌؛ اگر چه‌ بي‌جا و غيرمنطقي‌ نمايد؛ زيراهمين‌ اندازه‌ كه‌ از كار خود پشيمان‌ شد و پوزش‌ خواست‌، به‌ آن‌ معنااست‌ كه‌ دستي‌ براي‌ دوستي‌ و ادامة‌ آن‌ دراز كرده‌ است‌. وظيفة‌ شخص‌است‌ كه‌ چون‌ دستي‌ براي‌ دوستي‌ به‌ جانب‌ او دراز شود، بگيرد.
د. شوخي‌هاي‌ زننده‌
شوخي‌هاي‌ ركيك‌ و زننده‌ و نيز سبك‌ شمردن‌ و به‌ بازي‌ گرفتن‌ دوستان‌،از آفت‌هاي‌ بزرگ‌ دوستي‌ است‌. حارث‌ بن‌ اعور كه‌ از اصحاب‌ علي‌(ع) بود،روزي‌ مراتب‌ اخلاص‌ و ارادت‌ قلبي‌ خود را به‌ عرض‌ رسانيد و اظهار داشت‌:اي‌ اميرمؤمنان‌، من‌ شما را دوست‌ دارم‌. چون‌ سخن‌ از دوستي‌ به‌ ميان‌ آمد،حضرت‌ فرمود:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نعیمی   | لینک ثابت |

بدبيني سرچشمه ناراحتيهاي روحي و رواني و موجب اضطراب و نگراني ، و بدبين ، بيشتر غمزده و خودخور و ناراحت است و در اثر گمانهاي بدي كه در باره اشخاص و پديده ها دارد، بسيار رنج مي برد و روحش زير شكنجه و عذابي دروني خرد مي شود. از همنشيني با دوستان و رفت و آمدهاي مفيد گريزان است و به تنهايي و گوشه گيري بيشتر تمايل دارد و بدين جهت از نشاط روحي بي بهره است و شايد كار به جايي برسد كه از همه كس و همه چيز هراسناك است ؛ و همه پديده ها و كارهاي ديگران را به ضرر خود ببيند و چنين تصور كند كه همه بر نابودي او كمر بسته اند. قرآن مجيد درباره منافقان مي فرمايد: ..يحسبون مل صيحه عليهم ...(1)هر صدا و فريادي را بر ضد خود مي پندارد. آدم بدگمان ، در اثر دوري از معاشرتهاي سودمند و فاصله گرفتن از افكار ديگران ، از تكامل و رشد فكري باز مي ماند و نيز خود را در ميان هزاران نفر تنها مي بيند و تا پايان عمر در تنهايي به سر مي برد. بدبين ، صفاي روح ندارد و هميشه در دل به بدگويي و غيبت ديگران مشغول و از اين جهت است كه برخي از علماي اخلاق از سوءظن زير عنوان غيبت قلبي بحث كرده اند. يكي از علل گرايش ‍ مردم به ويژه نسل جوان در كشورهاي متمدن ، به مكتب هاي بي قيدي چون هيپيسم و... همين بيماري اخلاقي مي باشد. با توجه به آثار شوم فردي و اجتماعي اين انحراف اخلاقي ، روانشناسان آنرا يك بيماري خطرناك مي دانند. انسان بدبين زندگي خود را به گونه اي دوزخ مي سازد و خود را در جهنم خود ساخته شكنجه و آزار مي دهد و همواره در خشم و نفرت و كينه توزي به سر مي برد.

نوشته شده توسط نعیمی   | لینک ثابت |


خوي زشت و ناپسند بدبيني و بدگماني ، اعتماد افراد را نسبت به يكديگر از بين مي برد و بر آبرو و اعتماد آسيب مي رساند. بدبيني بزرگترين مانع همكاريهاي اجتماعي ، اتحاد و به پيوستگي دلهاست و انسان را گوشه گير، تكرو و خودخواه بار مي آورد. بدگماني سرچشمه خشمها، جنگ و خونريزي هاست . و چه بسياري از انسانها را به نيستي كشانده و كانون خانواده ها را از هم پاشيده است و چه بسا افراد ارزنده كه مي توانستند منشاء كارهاي مهم و پرمنفعت باشند؛ اما بر اثر بدگماني خود يا بدگماني ديگران نسبت به آنان ، از كارهاي خلاقه بازمانده اند. اين خوي زشت ، شعله محبت و دوستي را خاموش مي سازد، و به جاي آن ، تخم نفاق و دورويي را در دلهاي افراد مي افشاند و پرورش مي دهد؛ زيرا بدبين يا بايد از همه كناره گيرد يا فقط تظاهر به دوستي كند و خود را چنان بنمايد كه در باطن آنگونه نيست . و چون به اشخاص و رويدادها با عينك بدبيني مي نگرد، نمي تواند با بي طرفي و بي نظري ، آنها را بررسي كند و آن پديده يا شخص را آن گونه كه هست بشناسد؛ در نتيجه ، دچار قضاوت نادرست مي شود و اين خود موجب عقب ماندگي است و نيز موجب بهره نگرفتن از فرصتها و افراد با ارزش . سو ظن باعث جستجو در كار ديگران است كه عوارض خطرناكي دارد و نيز موجب غيبت و بدگويي از ديگران ، كه آن نيز گناهي بزرگ و زيانبار است .

نوشته شده توسط نعیمی   | لینک ثابت |


بايد شناخت كه اين بيكاري اخلاقي چگونه و از چه راهي توليد مي شود و ما، در اين مقاله كوتاه چند عامل را يادآوري مي كنيم :
1- گاهي ناپاكي و آلودگي روحي خود انسان ، بدبيني مي آورد؛ همانطور كه بسياري از خوشبينيها در اثر صفاي باطن و پاكي دل است . زيرا انسان مطابق اصل كلي مقايسه با خويش ‍ انسانها را خوب يا بد مي پندارد و محور بدي يا خوبي را خود قرار مي دهد، كه گفته اند: (كافر همه را به كيش خود پندارد)
2- گاهي بدبيني در اثر پيش داوري به وجود مي آيد؛ مثلا: شخصي مي بيند كه دوستش بي تفاوت با او برخورد كرد و بدون اينكه احتمال دهد كه شايد توجه نداشته باشد؛ قضاوت مي كند كه دوستش با وي خوب نيست و عمدا بدو اعتنا نكرده و....در صورتيكه اگر تامل كند چه بسا روشن خواهد شد كه اين بي توجهي در اثر متوجه نشدن آن رفيق بوده است نه بي اعتنايي .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نعیمی   | لینک ثابت |


كسي كه خود را نشناخته و يا خود را فراموش كرده باشد ; حتي اگر معدن همه عيوب شود كه هر يك از اين عيوب در خانواده و جامعه مشكلاتي را به بار آورد ، حس نمي كند . كسي كه آگاه به مقام خود نيست ، كسي كه دچار عذاب خودفراموشي است ، كسي كه گرفتار مرض غفلت از خويش است چگونه عيب مرضي را كه عارض اوست حس كند ، و درد آن را بفهمد ؟
خودفراموشي علت بسياري از رذايل اخلاقي و مفاسد عملي است كه در صورت گسترده شدن رذايل و مفاسد ، رابطه انسان با خدا قطع شده و دچار هلاكت ابدي مي گردد . گرفتاران بند غفلت ، از حقايق دورند و ابواب رحمت حق به روي آنان بسته است ، اين بيچاره ها در همه چيز غور مي كنند ; ولي به فكر خود نيستند، و در مقام علاج هر دردي هستند ; ولي به علاج دردهاي خويش برنمي خيزند .
امير مؤمنان (عليه السلام) در روايتي مي فرمايد :
عَجِبْتُ لِمَنْ يَنْشُدُ ضالَّتَهُ وَقَدْ اَضَلَّ نَفْسَهُ فَلا يَطْلُبُها(1) .
« در شگفتم از كسي كه گمشده خود را مي جويد ; امّا خويشتن را گم كرده و آن را نمي جويد » .
همچنين از آن حضرت نقل شده است كه فرمود :
مَنْ شَغَلَ نَفْسَهُ بِغَيْرِ نَفْسِهِ تَحَيَّرَ فِي الظُّلُماتِ وَارْتَبَكَ فِي الهَلَكات(1) .
« هر كه خود را به غير خود مشغول كند در تاريكي ها سرگردان شود و در ورطه هلاكت ها فرو رود » .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ غرر الحكم : 233 ، حديث 4658 .
1 ـ غرر الحكم : 234 ، حديث 4708 ; و شرح نهج البلاغه : 9/209 .

نوشته شده توسط نعیمی   | لینک ثابت |


مردمان بسياري هستند كه كاملا بر خلاف آن چه كه ذكر شد، فكر مي‏كنند و به همين جهت عقب افتاده‏اند، ولي سر عقب افتادن خود را نمي‏دانند، با آن كه خود را بسيار عاقل و خردمند مي‏پندارند، موانع را هميشه بزرگ مي‏بينند و رسيدن به مقصد را بسيار سخت و دشوار مي‏شمارند. بالاتر آن كه: در هر كاري در خاطر خود موانع پنداري و خيالي ايجاد مي‏كنند و اگر كسي با آن‏ها به مشورت بپردازد موانع را آن‏قدر بزرگ جلوه مي‏دهند و مقصود را به قدري دور و دراز مي‏شمارند تا عاقبت او را از مقصود خويش منصرف مي‏سازند، نه تنها در يك موضوع، بلكه در هر موضوعي كه با آن‏ها سخن گويي، چنين مي‏گويند.



ادامه مطلب
نوشته شده توسط نعیمی   | لینک ثابت |

*میلاد گل رسول و زهرا و علی است/زیرا که جهان خجسته زین نور جلی است/ما را دگر از روز جزا بیمی نیست/چون بر دل ما عشق حسین ابن علی است

نوشته شده توسط نعیمی   | لینک ثابت |

1 ـ در روايتي امام باقر (عليه السلام) براي زنا شش اثر ذكر كرده اند : سه در دنيا و سه در آخرت ، اما آثار دنيايي : از بين رفتن آبرو ، كم شدن رزق ، نزديك كردن مرگ . اما آثار آخرتي : غضب حق ، سختي در حساب ، دخول در جهنم و خلود در آن(كافي : 5/541 ، باب الزاني ، حديث 3 ; وسائل الشيعه 20/309 ، باب تحريم الزنا ، حديث 25692 .) .

2 ـ و نيز فرمود :« كسي كه با زن مسلمان ، يا يهودي يا نصراني يا مجوسي ، آزاد يا كنيز زنا كند و توبه نكرده ، با اصرار بر اين عمل از دنيا برود ، خداي متعال در قبرش سيصد در از عذاب باز مي كند كه از هر در مارها و عقرب ها و افعي هايي از آتش بيرون مي آيد و تا روز قيامت مي سوزد »(وسائل الشيعه : 20/321 ، باب 9 ، حديث 25725 ; بحار الانوار : 72/389 ، باب 85 ، حديث 6 .) .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نعیمی   | لینک ثابت |

كتاب هاي مهم اخلاقي آفات زبان را در بيست مورد شمرده اند ، و در محور هر يك از آفات به شرح و بسط مسئله اقدام كرده اند . در اين مقال به ذكر عناوين بيست گانه اكتفاء كرده و تفصيل آن را به مطالعه و تحقيق خوانندگان واگذار مي كنيم :

1ـ سخن گفتن ، در چيزي كه سود و منفعت براي شنونده ندارد .

2ـ اضافه و زيادي گفتن در حدي كه ، باعث رنج و زحمت ديگران شود .

3ـ باطل گفتن .

4ـ مراء و مجادله كردن .

5ـ پيچيده و مغلق گفتن ، در حدي كه مستمع نتواند از گفتار استفاده كند . به تعبير ديگر : هنرنمايي كردن براي نشان دادن شخصيت علمي خويش .

6ـ فحش و ناسزا و بد گويي .

7ـ بي جا لعنت كردن مردم .

8ـ غنا .

9ـ شوخي .

10ـ مسخره و استهزاء كردن مردم .

11ـ سخن گفتن به صورتي كه در مردم ايجاد دشمني كند .

12ـ فاش كردن اسرار مردم .

13ـ وعده دروغ .

14ـ دروغ .

15ـ غيبت .

16ـ سخن چيني و نمامي .

17ـ دو زبانه بودن .

18ـ تعريف و تمجيد و مدح بي جا يا تملق گويي .

19ـ سئوال بي مورد .

20ـ تهمت .

نوشته شده توسط نعیمی   | لینک ثابت |

جهاد زن
(( جهاد المراة حسن التبعل .))
امام هفتم (ع ) فرمود: جهاد زن به نيكو شوهرداري است (زيرا زندگي و سامان دادن به آن و دست و پنجه نرم كردن با مشكلات مادي و معنوي كمتر از جهاد نيست ).(19)
رضايت شوهر براي بانوان اصل است
زني نزد پيامبر اكرم (ص ) آمده بود كاري داشت حضرت فرمود، مادران مشتاق و با محبت به فرزندان خود، اگر نبود برخورد تند آنها به شوهرانشان به آنها گفته مي شد بي حساب وارد بهشت شويد(20) (بانوان در گفتار و رفتار در خواستهاي خود همواره بايد توجه داشته باشند كه رضايت شوهر براي ايشان يك اصل است كه سعادت آنها تا حد زيادي به آن بستگي دارد لباس ‍ و خانه و اثاث و ساير اشياء اگر با خشم شوهر همراه باشد بي ارزش و ناچيز است ).
غسل توبه
امام صادق عليه السلام فرمود: هر زني كه شب بخوابد در حالي كه شوهرش ‍ بر او به حق خشمگين باشد، هيچ نمازي از او قبول نيست تا اينكه شوهرش ‍ از وي راضي گردد، و هر زني كه براي غير شوهر خود را خوشبو كند، خداوند هيچ نمازي از او قبول نكند تا اينكه از خوشبو كردن غسل كند همچنانكه از جنابت غسل مي كند.(21)
اين زن كارمند خداست .
مردي به پيامبر(ص ) عرضه داشت : همسري دارم كه چون وارد خانه مي شوم به استقبالم مي آيد و هنگام بيرون رفتن بدرقه ام مي كند، و چون مرا غصه دار ببيند مي گويد: چرا ناراحتي ؟ اگر به خاطر روزي است كه ديگري (خدا) عهده دار است و اگر به خاطر آخرت است ، خدا غصه ات را زياد كند (تا بيشتر به فكر قيامت باشي و مرتكب حرام نشوي ).
پيامبر اكرم (ص ) فرمود: همانا خداوند كارمندي دارد كه اين زن از كارمندان خداست براي او نيمي از اجر شهيد است .(22)
كرا خانه آباد و همخوابه دوست

خدا را به رحمت نظر سوي اوست

همه روز غم خوري غم مدار

چو شب غمگسارت بود در كنار

پاداش زن صبور:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نعیمی   | لینک ثابت |

1- آرامش بخشيدن
(( و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها )) خداوند مي فرمايد: از نشانه هاي پروردگار اين است كه همسري از خودتان آفريد تا نزد او آرام گيريد.
نظام خانواده به تناسب روحيات و توان زن و مرد، برنامه ريزي مي شود، يكي از وظائف مهم بانوان ، تعديل عواطف و مهيا كردن فضاي آرام و با صفا در ميان خانه است ، بانوان به لحاظ لطافت و حساسيت روح ، مسئول تنظيم آرامش و صفاي خانواده مي باشند.
اگر مردي بر اثر ضعف نفس ، و يا برخورد با مشكلات و سختي روح و يا به هر دليل موجه يا ناموجه ، عصباني شد، بر يك بانوي فهميدم لازم است ، بيش از آنكه خود را رقيب حساب كند، همانند يك پرستار دلسوز، به فكر آرام كردن روح و روان شوهر و اهل خانه باشد، تا پس از فروكش كردن گردو و غبار خشم و به كار افتادن عقل و فكر، آن موقع با هم صحبت كنند و اين كار اگر چه از دو طرف لازم است ولي مسئوليت بيشتر به عهده زن است ، و به همين لحاظ است كه در روايات متعدد به زنان توصيه شده است . تا تلاش كنند رضايت شوهر را بدست آورند، و ديديم كه قرآن از زنها بعنوان آرامش دهنده ياد نموده است ، در روايتي از حضرت علي عليه السلام نقل شده است كه فرمود: وقتي به زهرا نگاه مي كردم ، هر غم و غصه اي كه داشتم برطرف مي شد.
همچون گل شكفته ، شادي آفرين باشيد
زنان بايد شادي آفرين خانه باشند، سنگ صبور خانه زن است ، هميشه مي بايد نبض عواطف و جو اخلاقي خانه را معتدل نگاه دارد، پيامبر اكرم (ص ) در آن حديث زني را شايسته و پر سود دانست كه گاه مرد به او نگاه كند و شادمان شود، پس گره از ابرو باز كنيد، و با استقبال گرم و صورت خندان ، گلهاي محبت را در زندگي شكوفا كنيد، چرا كه حضرت علي عليه السلام فرمود: زن گل است (2) پس بايد همچون گل شكفته ، در گلستان خانواده شادي آفرين باشيد.
همه روزه اگر غم خوري غم مدار

چو شب غم گسارت بود در كنار

2- به شوهر خود در امور دين و دنيا كمك كنيد
(( ثلاثه للمؤ من فيها راحة ... و امراة صالحة تعينه علي امر دنيا و الاخرة )) (3)
امام صادق عليه السلام فرمود: سه چيز براي مؤ من راحتي است ، از جمله فرمود: زن شايسته اي كه كمك كار او در دنيا و آخرت باشد.
يك بانوي فهميده كسي است كه علاوه بر انجام مسئوليت خانه و امور تربيتي فرزندان ، و وظائف ديني خود، به شوهر خويش در راه انجام كارهاي نيك پسنديده نيز كمك كند، زن مي تواند بهترين تشويق كننده مرد در انجام واجبات و ترك محرمات ، و بالاتر از آن ، انجام مستحبات و ترك مكروهات باشد.
پذيرا شدن ميهمان با روي باز از طرف زن و يا توصيه به صله رحم و يا انفاق به نيازمندان ، دقت و مراقبت در انجام امور ديني مثل نماز و روزه و خمس و مانند اينها همراه با قناعت و ايجاد فرصت كار خير، مي تواند كمك مهمي به شوهر باشد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نعیمی   | لینک ثابت |


چون فضايل در چهار جنس محصورند ضد آن فضايل نيز در نگاه اوّل چهار چيزند كه عبارتند از:
1 - جهل در مقابل حكمت .
2 - جُبن در مقابل شجاعت .
3 - هرزگي در مقابل عفت .
4 - ظلم در مقابل عدالت .
ولي اگر با دقت بررسي كنيم مي يابيم كه هر فضيلتي داراي حدّي است كه اگر از آن حدّ تجاوز شود خواه در جهت افراط و خواه در جهت تفريط، منجر به رذيله مي شود. پس مي توان گفت كه هر فضيلتي به منزله وسط و رذايل به منزله اطراف مي باشند نظير يك دايره كه يك نقطه بر سطح دايره به عنوان مركز است و نقطه هاي نامحصور و غيرقابل شمارش ديگر در اطراف آن قرار دارند.
((فضيلت )) نيز داراي حدّي است كه انحراف از آن به هر سمت كه باشد رذيله محسوب مي شود و لذا فلاسفه مي گويند: فضيلت در وسط بود و رذايل بر اطراف . پس در مقابل هر فضيلتي ، رذايل نامتناهي مي باشد و فضيلت خواهي همان تداوم بر خط مستقيم و رذيله گرايي همان تمايل و انحراف از آن خط مي باشد و روشن است كه ميان دو حدّ يك خط مستقيم بيشتر نيست ولي خطهاي غير مستقيم غير قابل شمارش هستند. و لذا در تعابير ديني آمده است كه :((صراط از مو باريكتر و از شمشير تيزتر است )).
البته ((وسط)) به دو معناست :


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نعیمی   | لینک ثابت |

بنابر آنچه گفته شد كه ما قبل از خودشناسي خدا را شناخته‏ايم، اگر خدا را فراموش كنيم، اين فراموشي، حجاب معرفت نفس مي‏شود و نمي‏گذارد كسي خود را هم بشناسد. از اين رو قرآن كريم در سوره «مجادله‏» سخني دارد كه بازده‏اش را در سوره «حشر» بيان مي‏كند; در سوره مجادله مي‏فرمايد:«استحوذ عليهم الشيطان فانسيهم ذكر الله‏» (122)

وقتي شيطان بر يك فرد يا گروهي مسلط شود، اولين كارش اين است كه انسان را خلع سلاح كرده او را از ياد خدا غافل مي‏كند. وقتي انسان از ياد خدا غافل شد آنگاه«فانسيهم انفسهم‏» (123)
تحقق پيدا مي‏كند; به اين معنا كه خدا هم آنها را از ياد خودشان مي‏برد.
در روز عاشورا وقتي وجود مبارك امام سجاد (سلام الله عليه) به حضرت سيد الشهداء (صلوات الله وسلامه عليه) عرض كرد: كار شما با اين قوم به كجا كشيد; حضرت در جواب، همين آيه را قرائت فرمودند كه شيطان بر اينها مسلط شده و ياد خدا را از دلهايشان برده است; وقتي ياد خدا از دلهايشان بيرون برود، آنان خود را نمي‏شناسند و وقتي خود را نشناسند، نتيجه اين مي‏شود كه مدينه فاضله به امامت امام معصوم را هم به رسميت نمي‏شناسند.

از آنچه گذشت چند اصل را نتيجه مي‏گيريم:
اصل اول: انبيا (عليهم السلام) براي تاسيس مدينه فاضله آمده‏اند.
اصل دوم: مدينه فاضله گرچه شرايط و اركان بيشماري دارد ولي اولين شرط و مهمترين اصل آن، وجود انسانهاي آزاد و آزاده است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نعیمی   | لینک ثابت |

اين واژه و مشتقات آن،در قرآن مجيد،سيزده مورد به كار رفته كه شش مورد آن‏داراي مفهوم مثبت و هفت مورد آن داراي مفهوم منفي است.

به هر حال‏«شهوت‏»به هر معني كه باشد،هرگاه مفهوم خاص آن كه همان‏خواست‏هاي افراطي و شهواني است مورد نظر باشد،آثار زيانباري به دنبال خواهدداشت كه به وضوح قابل مشاهده است كه ضمن توجه به رواياتي كه در فصل قبل‏آورديم،بايد اذعان داشت كه سر تا سر تاريخ نيز مملو از پيامدهاي نامطلوب‏شهوت پرستي‏هاست كه به طور خلاصه مي‏توان به عناوين زير،اشاره كرد:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نعیمی   | لینک ثابت |

ذكر لفظي موانع مهمي برسرراه ندارد، چرا كه هر وقت انسان بخواهد مي‏تواند اذكار مقدسي را مشتمل بر اسماي حسناي خداوند و صفات جمال و كمال او بر زبان جاري سازد مگر اين‏كه آن‏قدر غرق دنيا شود كه حتي مجال براي ذكرلفظي باقي نماند.

ولي ذكر قلبي و معنوي موانع زيادي بر سر راه دارد، كه مهمترين آنها از سوي خود انسان است; با اين‏كه خداوند همه جا حاضر و ناظر است، و از ما به ما نزديكتر مي‏باشد (و نحن اقرب اليه من حبل الوريد) (249) و قبل از هر چيز و بعد از هر چيز او مي‏باشد، و همراه همه چيز است، و طبق حديث مشهور علوي «ما رايت‏شيئا الا ورايت الله قبله و بعده ومعه; چيزي را نديدم مگر اين كه خدا را قبل از آن; و بعد از آن; و همراه آن ديدم! (قبل از آن به دليل اين كه خالق آن اوست، و بعد از آن به دليل اين كه همه چيز فاني مي‏شود و او باقي است، و همراه آن به دليل اين كه حافظ و نگهدار همه چيز است!)»; ولي با اين حال، بسيار مي‏شود كه اعمال انسان و صفات شيطاني او، حجابي ضخيم در برابر چشمانش مي‏شود به گونه‏اي كه هرگز حضور خود را در پيشگاه خدا احساس نمي‏كند; همان‏گونه كه در دعاي معروف امام سجاد عليه السلام (دعاي ابوحمزه ثمالي) مي‏خوانيم: «وانك لا تحتجب عن خلقك الا ان تحجبهم الاعمال دونك; تو هرگز از مخلوقات خود پنهان نيستي مگر اين كه اعمال آنها حجابي در برابر تو گردد!» و مهمترين اين حجابها، «خودپرستي‏» است كه انسان را از «خداپرستي‏» و ذكر الله باز مي‏دارد.

انسان خود بين، خدا بين نمي‏شود، و خود خواهي و خود بيني نوعي شرك است كه با حقيقت توحيد و حق بيني سازگار نيست!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نعیمی   | لینک ثابت |

نخستين گام براي درمان بيماريهاي جسمي شناخت‏بيماريهاست; به همين دليل، امروز كه از طريق آزمايشهاي مختلف مي‏توان به وجود بيماريهاي گوناگون و كم و كيف آنها آگاه شد راه درمان آسانتر است، با پرتونگاري و عكس برداري از شكستگي استخوانها، طبيب جراح قدرت مي‏يابد كه دقيقا به سراغ محل آسيب ديده برود و به درمان آن بپردازد; و با تجزيه دقيق خون و ترشحات بدن از وجود هرگونه عامل بيماري آگاه مي‏شود.
در بيماريهاي روحي و آلودگيهاي اخلاقي نيز مطلب دقيقا همين گونه است.
تا به كمك طبيبان مسيحا دم اخلاق و راهنماييهاي سودمند رهروان اين راه، ريشه‏هاي رذائل اخلاقي را در خود نشناسيم چگونه مي‏توان بر درمان آن دست‏يافت!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نعیمی   | لینک ثابت |

همان‏گونه كه در بالا اشاره شده به همان نسبت كه بركات زبان و آثار سازنده آن زياد است، آفات و گناهاني كه به وسيله آن انجام مي‏گيرد و آثار مخربي كه در فرد و جامعه دارد بسيار زياد مي‏باشد.

محقق بزرگوار مرحوم «فيض كاشاني‏» در كتاب «المحجة‏البيضاء»، و «غزالي‏» در «احياءالعلوم‏» بحث‏بسيار مشروحي تحت عنوان گناهان زبان ذكر كرده‏اند، از جمله غزالي بيست نوع انحراف و آفت‏براي زبان شمرده; به اين ترتيب:

1- گفتگو كردن در اموري كه به انسان مربوط نيست (و در سرنوشت او اثر مادي و معنوي ندارد).

2- بيهوده گويي و پرحرفي

3- گفتگو در امور گناه آلود مانند وصف مجالس شراب و قمار و زنان آلوده

4- جدال و مراء(منظور از «جدال‏» جرو بحث‏هايي‏است كه براي تحقير ديگران انجام مي‏شود، و «مراء» به معني بحثهايي است كه به عنوان اظهار فضل و برتري جويي است.)

5- خصومت و نزاع و لجاج در كلام

6- تكلف در سخن گفتن و تصنع در سجع و قافيه پردازي و مانند آن

7- بد زباني و دشنام

8- لعن كسي كه مستحق لعن نيست

9- غنا و اشعار (منظور اشعاري است كه محتواي باطل دارد يا با آهنگ لهوي خوانده مي‏شود.)

10- مزاح و شوخي‏هاي ركيك و زشت

11- سخريه و استهزاي ديگران

12- فاش كردن اسرار مردم

13- وعده‏هاي دروغين

14- دروغ و خبرهاي خلاف گفتن

15- غيبت كردن

16- سخن چيني (حرف اين را براي آن بردن و ميان دو نفر يا دو گروه نفاق و آشوب بپا كردن. )

17- نفاق در سخن (كه در تعبيرات عربي به چنين كسان ذوللسانين گفته مي‏شود; مثلا، در پيش رو چيزي بگويد و در پشت‏سر چيز ديگر.)

18- مدح نابه‏جا و ستايش از كساني كه شايسته ستايش نيستند

19- نسنجيده و بي‏مطالعه سخن گفتن كه غالبا توام با خطاها و خلافها است

20- سؤال از مسائل پيچيده‏اي كه درك آن خارج از توان فكري سؤال كننده است



ادامه مطلب
نوشته شده توسط نعیمی   | لینک ثابت |

آسیب شناسی مسائل اجتماعی واعتقادی