سيد شيوع فساد وارتگاب رذائل اخلاقى را از عوامل تفرقه مسلمانان مى داند ومي فرمايد:«وقتى در امتّى اين اوصاف رذيله رسوخ كرد، بناى آن امّت مى شكند، اعضايش از هم جدا مى شوند، نفاق وفساد در ميان آنان پديد مى آيد. پس از اين تزلزل وسستى، طبيعت آن جامعه اقتضاء مى كند كه نيروى بيگانه بر آن جامعه تسلّط يابد وبا جيرو قهر آن جامعه رابگيردوافراد آن را با اجبار اكراه، وادار به زندگى نمايد. زيرا زندگى انسانها نيازبه وجود جامعه دارد وبقاى جامعه هم، با آن اوصاف ممكن نيست.پس قوّه ديگرى بايد آن جامعه راتا حدودى را كه لازم زندگى است, اداره كند.»[1]

ازديدگاه سيّد، در جامعه اى كه فساد وانحطاط اخلاقى رواج  داشته باشد، افراد آن جامعه ، گرچه در ظاهر ، (يكجا وباهم) به نظر مى رسند، ولى در حقيقت دشمن يكديگرند؛ چون دلهاى آنها از هم جدا است.


[1] -همان ص63.