فهرست و عناوین کلی وبلاک

اعتقادی: اعتقادی:

فرهنگی:

اجتماعی:

 
 

عدالت صحابه ازدیدگاه اهل سنت وپیروان اهل بیت(ع)

برخي ازفضايل امام علي عليه السلام

برتري وافضليت امام علي ع بر سائر انبياء عليهم السلام به جزخاتم انبياء صلي الله عليه وآله وسلم

كتابخانه۱ تبیان

کتابخانه۲

توصیح المسائل  مرجع.

 

گنجینه ومخزن اشعار در مدایح ومراثی اهل بیت ع

اصول دین (عقائيد)

برسی آیت الاحکام مقارن حد سرقت

آسيب‏هاى اخلاقى‏

آسيب‏هاى حقوقى مرد در خانواده‏

آسيب‏هاى حقوقى فرزندان و والدين‏

تساهل وتسامح در دین(مبانى شكل‏گيرى انديشه تساهل در غرب)

 

رشوه وفساد اداری در اسلام

مهمترين عوامل گرايش به رشوه و رشوه خواري

ارکان ایمان

 

 

 

 

 
 
 
 

 

آرشیو موضوعی: 

آسیب های وحدت جوامع اسلامی از دید گاه سید جمال

آسیب شناسی وآفات مسائل اجتماعی

آسیب شناسی وآفات مسائل اعتقادی

آسيب شناسي وپيامد هاي ناگوار نحوه اخراج مهاجرين

فرقه ناجيه در كلام پيامبر اعظم اسلام ‏

 آرشيو پيوندهای روزانه:

برخي ازفضايل امام علي عليه السلام

برتري وافضليت امام علي ع بر سائر انبياء عليهم السلام به جزخاتم انبياء صلي الله عليه وآله وسلم

عدالت صحابه ازدیدگاه اهل سنت وپیروان اهل بیت(ع)

فرقه ناجيه در كلام پيامبر اعظم اسلام ‏

راه هاي شناخت خدا ‏
آسیب ها و موانع خداشناسی:
آسيب ها و موانع شناخت حصولي خدا
آسيب ها و موانع شناخت حضوري خدا

آسيب شناسي وپيامد هاي ناگوار نحوه اخراج مهاجرين افغاني

موانع وآسيب هاي وحدت و همبستگي جوامع اسلامي:

1-دوري از اسلام راستين
2-عدم ارتباد عالمان و متفکران اسلامی
3عداوت ودشمني حكام اسلامي وتفرقه و اختلاف ميان مسلمين
4- جداي دين از سياست
5- ارتگاب رذائل اخلاقى
6- تعصبات قومي وملي گرايي
7-تقليد گور گور انه و غربزدگي
8-استعمارواستيلاي بيگانگان
خلاصه و نتيجه این قسمت بحث
شهادت امام حسن عسكري (ع)

 
 

برخي  ازفضايل امام علي عليه السلام

اميرالمؤ منين على عليه السّلام به شهادت تاريخ و اعتراف دوست و دشمن در كمالات انسانى نقيصه اى نداشت و در فضائل اسلامى نمونه كاملى از تربيت پيغمبراكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود.

بحثهايى كه در اطراف شخصيت او شده و كتابهايى كه در اين باره شيعه و سنى و ساير مطلعين و كنجكاوان نوشته اند، در باره هيچيك از شخصيت هاى تاريخ اتفاق نيفتاده است.

على عليه السّلام در علم و دانش، داناترين ياران پيغمبراكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم وساير اهل اسلام بود و نخستين كسى است در اسلام كه در بيانات علمى خود، در استدلال و برهان را باز كرد و در معارف الهيّه بحث فلسفى نمود و در باطن قرآن سخن گفت و براى نگهدارى لفظش دستور زبان عربى را وضع فرمود و تواناترين عرب بود در سخنرانى .

على عليه السّلام در شجاعت ضرب المثل بود و در آن همه جنگها كه در زمان پيغمبراكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و پس از آن شركت كرد، هرگز ترس و اضطراب از خود نشان نداد و با اينكه بارها و ضمن حوادثى مانند جنگ احد و جنگ حنين و جنگ خيبر و جنگ خندق، ياران پيغمبراكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و لشكريان اسلام لرزيدند و يا پراكنده شده فرار نمودند، هرگز پشت به دشمن نكرد و هرگز نشده كه كسى از ابطال و مردان جنگى با وى درآويزد و جان به سلامت برد و در عين حال با كمال توانايى، ناتوانى را نمى كشت و فرارى را دنبال نمى كرد و شبيخون نمى زد و آب به روى دشمن نمى بست.

از مسلمات تاريخ است كه آن حضرت در جنگ خيبر در حمله اى كه به قلعه نمود، دست به حلقه در رسانيده با تكانى در قلعه را كنده به دور انداخت.[1]

و همچين روز فتح مكه كه پيغمبراكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم امر به شكستن بتها نمود، بت (هبل) كه بزرگترين بتهاى مكه و مجسمه عظيم الجثه اى از سنگ بود كه بر بالاى كعبه نصب كرده بودند، على عليه السّلام به امر پيغمبراكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پاى روى دوش آن حضرت گذاشته بالاى كعبه‏رفت و (هبل) را از جاى خود كند و پايين انداخت.[2]

على عليه السّلام در تقواى دينى و عبادت حق نيز يگانه بود، پيغمبراكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در پاسخ كسانى كه نزد وى از تندى على عليه السّلام گله مى كردند مى فرمايد: على را سرزنش نكنيد؛ زيرا وى شيفته خداست. [3]

ابودرداى صحابى پيكر آن حضرت را در يكى از نخلستهانهاى مدينه ديد كه مانند چوب خشك افتاده است، براى اطلاع، به خانه آن حضرت آمد و به همسر گرامى وى كه دختر پيغمبراكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود، درگذشت همسرش را تسليت گفت، دختر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود: (پسر عم من نمرده است بلكه در عبادت از خوف خدا غش نموده است و اين حال براى وى بسيار اتفاق مى افتد).

على عليه السّلام در مهربانى به زيردستان و دلسوزى به بينوايان و بيچارگان و كرم و سخا به فقرا و مستمندان، قصص و حكايات بسيار دارد. آن حضرت هر چه را به دستش مى رسيد در راه خدا به مستمندان و بيچارگان مى داد و خود با سخت ترين و ساده ترين وضعى زندگى مى كرد. آن حضرت كشاورزى را دوست مى داشت و غالبا به استخراج قنوات و درختكارى و آباد كردن زمينهاى باير مى پرداخت ولى از اين راه هر ملكى را كه آباد مى كرد و يا هر قناتى را كه بيرون مى آرود وقف فقرا مى فرمود و اوقاف آن حضرت كه به صدقه على معروف بود در اواخر عهد وى، عوايد ساليانه قابل‏ توجهى (24 هزار دينار طلا) داشت .[4]

 ابن هجر از علماى اهل سنت چهل حديث در فضائل اميرالمؤمنين انتخاب كرده و در كتاب «صواعق محرقه» نقل كرده. در حديث 17 به نقل از پيامبر روايت شده:

هر كه على را دوست دارد مرا دوست داشته، هر كه مرا دوست دارد خدا را دوست دارد، كسى كه على را دشمن بدارد با من دشمنى كرده و هر كه با من دشمنى كند با خدا دشمنى كرده است.[5]

پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم دوستى و محبت على عليه السّلام را دوستى خود و خشم و كينه‏ورزيدن با على عليه السّلام را خشم و كينه‏ورزيدن با خود و جنگ با على عليه السّلام را جنگ با خود قرار داده است.

« من احبنى فليحب عليا و من ابغض عليا فقد ابغضنى» هر كه مرا دوست مى‏دارد بايد على را نيز دوست بدارد و هر كس به على بغض ورزد به من بغض ورزيده است.

« من احب عليا فقد احبنى، و من ابغضه فقد ابغضنى» هر كه على را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر كه بغض او باشد بغض من است.

 و ايشان خطاب به على چنين فرمود:« حبيبك حبيبى، و حبيبى حبيب الله» دوست تو دوست من و دوست من دوست خداست. احاديثى كه در اين باره وارد شده، فراوانند. [6]

ابن هجر در حديث 8 مى‏گويد: مرا به‏جز مؤمنين دوست ندارند و به‏جز منافقين با من دشمن نيستند.

در حديث نهم كه حديث مدينه است، پيامبر فرمود: من شهر علمم و على درب آن شهر، هر كس بخواهد به آن وارد شود بايد به‏جانب در رود. اين احاديث به‏خاطر فضايلى است كه خداوند به اميرالمؤمنين عطا فرموده است. فضايل و كمالات اميرالمؤمنين نه تنها به شهادت پيامبر در هيچ يك از صحابه وجود نداشته، بلكه به شهادت دوست و دشمن در بزرگان عالم بى‏نظير بوده است.

اميرالمؤمنين شخصيتى است كه دشمن بزرگ آن حضرت يعنى معاويه در مقابل كمالات آن حضرت سر خضوع فرود آورده و بعد از شهادت ايشان گفته است: «مادر دهر عقيم است كه فرزندى چون فرزند ابوطالب بزايد.».[7]



[1] - تذكرة الخواص، ص 34.

[2] - ابن شهر اشوب ،مناقب آل أبى طالب ج 1، ص 463 ،مطبعة الحيدرية 1376 ه 1956م  نجف .مناقب آل ابيطالب، مناقب خوارزمى، ص 92..

[3] - مناقب آل ابيطالب، ج 1. ص 463. مناقب خوارزمى، ص 92.

[4] - ذخائرالعقبى، ص 67 و 121.به نقل از: شيعه در اسلام، ص: 205

[5] -پاسخ به شبهات در شبهاى پيشاور، ص: 232

[6] - سيد بن طاووس حسنى- ترجمه داوود الهامي‏؛ الطرائف ، ص: 202 ناشر: نويد اسلام‏،مكان چاپ: قم‏،سال چاپ: 1374 ش‏،نوبت چاپ: دوم‏.كفاية الطالب في علي بن ابي طالب ع، ص: .6رك: مستدرك حاكم 3: 127/ 130، اسد الغابة 4: 383، الصواعق المحرقة، 123، الفردوس 5: 316/ 8304، زندگى امام على عليه السلام از كتاب تاريخ دمشق 2: 185، 190 و 217، الرياض النضرة 3: 122 و 124 و 167، مجمع الزوائد 9: 132 و 133، مناقب ابن مغازلى: 151/ 108، كنز العمل 12: 218.«4».

[7] -پاسخ به شبهات در شبهاى پيشاور، ص: 232

[8] -  قاضى نور الله مرعشي‏،احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج‏6، ص: 436 ص: 226 ج‏2، ص: 487. ناشر: مكتبة آية الله المرعشي النجفي‏،مكان چاپ: قم‏،سال چاپ: 1409 ق‏،نوبت چاپ: اول‏. رك: سنن 5: 633/ 3713، مسند احمد 1: 119 و 84 و 152 و 331 و 4: 281 و 368 و 372 و 5: 347 و 366 و 7419، زندگى امام على عليه السلام از كتاب تاريخ دمشق 1: 19. سيد بن طاووس حسنى- ترجمه داوود الهامي‏الطرائف‏،ناشر: نويد اسلام‏،مكان چاپ: قم‏،سال چاپ: 1374 ش‏،نوبت چاپ: دوم‏.

[9] - احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج‏6، ص: 406 رك: مستدرك حاكم 3: 127 و 128، الرياض النضرة 3: 122 و 124 و 167، مجمع الزوائد 9: 133.

[10] -  احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج‏4، ص: 263 ج‏9، ص: 166 ،كفاية الطالب في علي بن ابي طالب ع، ص: 330 رك: سنن ترمذى 5: 699/ 3870، سنن ابو ماجه 1: 52/ 145، مسند احمد 2: 442 مستدرك حاكم 3: 149.

[11] - احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج‏4، ص: 139 رك: مستدرك حاكم 3: 127/ 130، اسد الغابة 4: 383، الصواعق المحرقة، 123، الفردوس 5: 316/ 8304، زندگى امام على عليه السلام از كتاب تاريخ دمشق 2: 185، 190 و 217، الرياض النضرة 3: 122 و 124 و 167، مجمع الزوائد 9: 132 و 133، مناقب ابن مغازلى: 151/ 108، كنز العمل 12: 218.«4».

[12] -رك: الرياض النضرة 3: 173 و 185، ذخائر العقبى: 86 و 91، مناقب ابن مغازلى: 119 و 327، مجمع الزوائد 10: 367، شرح ابن ابى الحديد 9: 172، العمدة: 119، بشارة المصطفى: 200.

[13] - اسماعيل انصارى‏،اسرار آل محمد، ص: 414 ،ناشر: الهادى‏،مكان چاپ: قم‏،سال چاپ: 1416 ق‏،نوبت چاپ: اول‏، ‏ رك:الرياض النضرة: 3: 172، ذخائر العقبى: 75 و 86، مناقب خوارزمى: 23 و 208، مقتل الحسين عليه السلام تأليف خوارزمى: 49، شرح ابن ابى الحديد 9: 169.

[14] - احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج‏4، ص: 262 رك: النهاية تأليف جزرى 4: 61، الصواعق المحرقة: 126، مناقب ابن مغازلى: 67، مناقب خوارزمى، 209 و 236، فرائد السمطين 1:  325/ 253 و 254، زندگى امام على عليه السلام از كتاب تاريخ دمشق 2: 243- 246، شرح ابن ابى الحديد 9: 165، لسان الميزان 3: 247، بشارة المصطفى: 122.

[15] - علامه مجلسى ،حق اليقين، ص: 446 ‏،ناشر: انتشارات اسلاميه‏ رك: لسان الميزان 4: 266، المحتضر: 151.

[16] - تفضيل امير المؤمنين عليه السلام، ص: 54 رك:الرياض النضرة 3: 232، ذخائر العقبى: 71، الصواعق المحرقة: 126، مناقب ابن مغازلى: 119/ 156 و 131/ 172 و 289/ 242، مناقب خوارزمى: 31، مقتل الحسين عليه السلام تأليف خوارزمى: 39، فرائد السمطين 1: 292/ 230.

[17] -   تفضيل امير المؤمنين عليه السلام، ص: 54 رك: شواهد التنزيل 1: 198/ 256، ينابيع المودة: 102، كافى 1: 141/ 9، تفسير عياشى 2: 18/ 44 و 45، بصائر الدرجات: 515، معانى الاخبار: 59/ 9، مختصر البصائر: 52- 55، مناقب ابن شهر آشوب 3: 233

[18] -تفضيل امير المؤمنين عليه السلام، ص: 57 الفردوس 3: 373/ 5130، مقتل الحسين عليه السلام تأليف خوارزمى 1: 66، تفسير البحر المحيط 6: 507، كافى 1: 461/ 10، تهذيب 7: 470/ 90، من لا يحضره الفقيه 3: 393/ 4383، امالى شيخ طوسى 1: 42، مناقب ابن شهر آشوب 2: 181، كشف الغمة 1: 472، بشارة المصطفى: 328، المحضر: 133 و 136.

[19] - تفضيل امير المؤمنين عليه السلام، ص: 58 رك:در المحتضر: 20 مانند اين روايت آمده است.

[20] -تفضيل امير المؤمنين عليه السلام، ص: 58 رك:فرائد السمطين 1: 36، ينابيع المودة: 485

[21] - تفضيل امير المؤمنين عليه السلام، ص: 61 رك:الفردوس 3: 62/ 4175، سير اعلام النبلاء 8: 205، زندگى امام على عليه السلام از كتاب تاريخ دمشق 2: 444- 448، تاريخ بغداد 3: 192 و 7: 421، كنز العمال 11: 625/ 33046، لسان الميزان 3: 166.

[22] - تفضيل امير المؤمنين عليه السلام، ص: 61 رك: مستدرك حاكم 3: 124، حلية الاولياء 1: 63 و 38، الصواعق المحرقة:

 122، تاريخ بغداد 11: 89، ذخائر العقبى: 70، زندگى امام على عليه السلام از كتاب تاريخ دمشق 2: 261، شرح ابن ابى الحديد 9: 170، مجمع الزوائد 9: 131، كنز العمال 11، 618/ 330006.

[23] -تفضيل امير المؤمنين عليه السلام، ص: 62 رك:الرياض النضرة 3: 198، فضائل الصحابة 2: 564/ 949، المحتضر: 151،

[24] - سليمان بن ابراهيم القندوزي الحنفي ،ينابيع المودة لذوي القربى ج3 ص246: سيد علي جمال اشرف الحسيني الناشر: دار الاسوة للطباعة والنشر المطبعة: اسوه الطبعة: الاولى تاريخ النشر: 1416 ه‍. ق . شبهاى پيشاور، ص 650.

[25] - سيد هاشم بحرانى‏غاية المرام و حجة الخصام، ج‏2، ص: 215 ناشر: موسسة التاريخ العربي‏،مكان چاپ: بيروت‏،سال چاپ: 1422 ق‏،نوبت چاپ: اول‏.شبهاى‏پيشاور، ص 650« يا فاطمة إنّا أهل بيت أوتينا سبع خصال لم يعطها أحد من الأوّلين قبلنا أو قال الأنبياء و لا يدركها أحد من الآخرين غيرنا نبينا أفضل الأنبياء و هو أبوك و وصينا أفضل الأوصياء و هو بعلك و شهيدنا خير الشهداء و هو حمزة عمك و منا من له جناحان يطير بهما في الجنة حيث يشاء و هو جعفر ابن عمك و منا سبطا هذه الأمة و هما ابناك و منا و الذي نفسي بيده مهدي هذه الأمة».

[26] -  غاية المرام و حجة الخصام، ج‏5، ص: 8 شبهاى پيشاور، ص 650« و يملأ الأرض عدلًا كما ملئت جوراً يا فاطمة لا تحزني و لا تبكي فإنّ اللَّه عزّ و جلّ أرحم بك و أرأف عليك منّي و ذلك لمكانك منّي و موقعك من قلبي قد زوجك اللَّه زوجك و هو أعظمهم حسباً و أكرمهم منصباً و أرحمهم بالرعية و أعدلهم بالسوية و أبصرهم بالقضية».  به نقل از :پاسخ به شبهات در شبهاى پيشاور، ص: 175

[27] -  شبهاي پيشاور در دفاع از حريم تشيع، ص: 824

[28] -پاسخ به شبهات در شبهاى پيشاور، ص: 189

[29] - پاسخ به شبهات در شبهاى پيشاور، ص: 190

[30] - شبهاى پيشاور، ص 826« في حلال الدنيا حساب و في حرامها عذاب و عقاب».

[31] - عماد الدين طبرى‏ ،‏ كامل بهائى، ص: 540  ناشر: مرتضوى‏،مكان چاپ: تهران‏،سال چاپ: 1383 ش‏،نوبت چاپ: اول‏.شبهاى پيشاور، ص 828.

[32] - ابن أبى الحديد ، شرح نهج البلاغه ابن ابى‏الحديد، ج 11، ص 254؛ ناشر: مكتبة آية الله المرعشي‏،مكان چاپ: قم‏،سال چاپ: 1378- 1383 ه ش‏. شبهاى پيشاور، ص 828

[33] -  محمد بن يوسف گنجى شافعى‏،كفاية الطالب في علي بن ابي طالب ع، ص: 192 ، ناشر: دار احياء تراث اهل البيت‏،مكان چاپ: تهران‏،سال چاپ: 1404 ق‏،نوبت چاپ: دوم‏.علامه مجلسى ،بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏65، ص: 23 ؛ بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار،ناشر: اسلاميه،مكان چاپ: تهران،سال چاپ: مختلف.نوبت چاپ: مكر .شبهاى پيشاور، ص 828

[34] - سيد مرتضى فيروز آبادى ،فضائل الخمسة من الصحاح الستة، ج‏2، ص: 33 ، فضائل الخمسة من الصحاح الستة، ناشر: اسلاميه،مكان چاپ: تهران

سال چاپ: 1392 ق نوبت چاپ: دوم. شبهاى‏پيشاور، ص 829.

[35] - به نقل از:پاسخ به شبهات در شبهاى پيشاور، ص: 189-194

[36] - دهر9

[37] -پاسخ به شبهات در شبهاى پيشاور، ص: 232

ادامه نوشته

برتري وافضليت امام علي ع بر سائر انبياء  عليهم السلام به جزخاتم انبياء صلي الله عليه وآله وسلم

يكي از سؤالات كه مطرح شده اين است كه به چه دليل على عليه السلام برتر و افضل از بقيه انبيا (به جز خاتم الانبيا) است ؟

در پاسخ اين سؤال در كتب تاريخي وحديثي  مطالب نوشته شده است ازآنجائيكه ما در آستانه عید ولایت غدیرخم  قرار داريم  ما درايتداء اشاره مختصر به زنده گاني آن حضرت نموده وسپس پاسخ سؤال فوق پرداخته ونيز اشاره به برخي ازفضايل آن حضرت مي نمايم .

اجمالى از تاريخ زندگى امام علي عليه السّلام

حضرت اميرالمؤ منين على عليه السّلام وى فرزند ابوطالب شيخ بنى هاشم، عموى پيغمبراكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود كه پيغمبر اكرم را سرپرستى نموده و در خانه خود جاى داده و بزرگ كرده بود و پس از بعثت نيز تا زنده بود از آن حضرت حمايت كرد و شرّ كفار عرب و خاصه قريش را از وى دفع نمود.

على عليه السّلام (بنا به نقل مشهور) ده سال پيش از بعثت متولد شد و پس از شش سال در اثر قحطى كه در مكه و حوالى آن اتفاق افتاد، بنا به درخواست پيغمبراكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از خانه پدر به خانه پسر عموى خود پيغمبراكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم منتقل گرديد و تحت سرپرستى و پرورش مستقيم آن حضرت درآمد.[1]

پس از چند سال كه پيغمبراكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به موهبت نبوت نايل شد و براى نخستين بار در (غار حرا) وحى آسمانى به وى رسيد وقتى كه از غار رهسپار شهر و خانه خود شد، شرح حال را فرمود، على عليه السّلام به آن حضرت ايمان آورد [2] و باز در مجلسى كه‏پيغمبراكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خويشاوندان نزديك خود را جمع و به دين خود دعوت نموده فرمود:

نخستين كسى كه از شما دعوت مرا بپذيرد خليفه و وصى و وزير من خواهد بود، تنها كسى كه از جاى خود بلند شد و ايمان آورد على عليه السّلام بود و پيغمبراكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ايمان او را پذيرفت و وعده هاى خود را در باره اش امضا نمود[3] و از اين روى على عليه السّلام نخستين كسى است در اسلام كه ايمان آورد و نخستين كسى است كه هرگز غير خداى يگانه را نپرستيد.

على عليه السّلام پيوسته ملازم پيغمبراكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود تا آن حضرت از مكه به مدينه هجرت نمود و در شب هجرت نيز كه كفار خانه آن حضرت را محاصره كرده بودند و تصميم داشتند آخر شب به خانه و آن حضرت را در بستر خواب قطعه قطعه نمايند، على عليه السّلام در بستر پيغمبراكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خوابيده و آن حضرت از خانه بيرون آمده رهسپار مدينه گرديد[4]. و پس از آن حضرت مطابق وصيتى كه كرده بود، امانتهاى مردم را به صاحبانش رد كرده، مادر خود و دختر پيغمبر را با دو زن ديگر برداشته به مدينه حركت نمود. [5]

در مدينه نيز ملازم پيغمبراكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود و آن حضرت در هيچ خلوت وجلوتى على عليه السّلام را كنار نزد و يگانه دختر محبوبه خود فاطمه را به وى تزويج نمود. و در موقعى كه ميان اصحاب خود عقداخوت مى بست او را برادر خود قرار داد. [6]

على عليه السّلام در همه جنگهاكه پيغمبراكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شركت فرموده بود حاضر شد جز جنگ تبوك كه آن حضرت او را در مدينه به جاى خود نشانيده بود[7] و در هيچ جنگى پاى به عقب نگذاشت و از هيچ حريفى روى نگردانيد و در هيچ امرى مخالفت پيغمبراكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نكرد چنانكه آن حضرت فرمود: هرگز على از حق و حق از على جدا نمى شوند.[8]

على عليه السّلام روز رحلت پيغمبراكرم 33 سال داشت و با اينكه در همه فضائل دينى سرآمد و در ميان اصحاب پيغمبر ممتاز بود، به عنوان اينكه وى جوان است و مردم به واسطه خونهايى كه در جنگها پيشاپيش پيغمبراكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ريخته با وى دشمنند از خلافت كنارش زدند و به اين ترتيب دست آن حضرت از شؤ ونات عمومى بكلى قطع شد. وى نيز گوشه خانه را گرفت به تربيت افراد پرادخت و 25 سال كه زمان سه خليفه پس از رحلت پيغمبراكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود، گذرانيد و پس از كشته شدن خليفه سوم، مردم با آن حضرت بيعت نموده و به خلافتش برگزيدند.

آن حضرت در خلافت خود كه تقريبا چهار سال و نه ماه طول كشيد، سيرت پيغمبراكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را داشت و به خلافت خود صورت نهضت و انقلاب داده به اصلاحات پرداخت والبته اين اصلاحات به‏ضرر برخى از سودجويان تمام مى شد و از اين روى عده اى از صحابه كه پيشاپيش آنها ام المؤ منين (عايشه و طلحه و زبير و معاويه) بودند، خون خليفه سوم را دستاويز قرار داده سر به مخالفت برافراشتند و بناى شورش و آشوبگرى گذاشتند.

آن حضرت براى خوابانيدن فتنه، جنگى با ام المؤ منين عايشه و طلحه و زبير در نزديكى بصره كرد كه به (جنگ جمل) معروف است و جنگى ديگر با معاويه در مرز عراق و شام كرد كه به جنگ (صفين) معروف است و يك سال و نيم ادامه يافت و جنگى ديگر با خوارج در نهروان كرد كه به جنگ (نهروان) معروف است و به اين ترتيب، بيشتر مساعى آن حضرت در ايام خلافت خود، صرف رفع اختلاف داخلى بود .[9]

دلائيل برتري وافضليت امام علي ع بر سائر انبياء عليهم السلام

ما در اينجا در ابتداء بيانات خود حضرت را در آخرين ساعات از عمرش كه درپاسخ سؤال از يكي اصحابش به نام  صعصعه بن صوحان  انجام گرفته است ذكر مي كنم :



[1] - عليّ بن أحمد بن عبد اللَّه المكي المالكي،الفُصُولُ المُهمّة في مَعرِفَةِ أحوال الأئمةِ، المشهور بابن الصبّاغ (784-855 ق) ج 1ص 181، موفق بن احمد بن محمد مكي خوارزمي ،مناقب خوارزمى، ص 17. (چاپ نجف، سال 1385 هجرى)

[2] - ذخائرالعقبى (چاپ قاهره، سال 1356) ص 58. مناقب خوارزمى ص 16- 22. ينابيع الموده (چاپ هفتم) ص 68- 72. محمد بن على بن شهراشوب مناقب آل ابيطالب، ج 3، ص 221.  (چاپ قم) ، مناقب خوارزمى، ص 92.

[3] -   سيد هاشم رسولى محلاتى‏،ارشاد-ترجمه رسولى محلاتى ،ج‏1،ص:5. ناشر: اسلاميه‏،مكان نشر: تهران‏،نوبت چاپ: دوم‏ينابيع الموده، ص 122.

[4] - فصول المهمه، ص 295 تذكرة الخواص ص 40. ينابيع الموده، ص 105. مناقب خوارزمى، ص 73 و 74.

[5] - فصول المهمه، ج1ص 289

[6] -فصول المهمه، ج1ص 220. سبط ابن جوزى‏،تذكرة الخواص‏،ص: 29-31ناشر: منشورات الشريف الرضي‏،مكان چاپ: قم‏،سال چاپ: 1418 ق‏

نوبت چاپ: اول‏. ينابيع المودة، ص 65- 63.

[7] - تذكرة الخواص، ص: 27، فصول المهمه، ج1ص 221. مناقب خوارزمى، ص 74.

[8] - ابن شهرآشوب مازندرانى، مناقب آل أبي طالب (ع)، ج 3، ص 62 و 218 مؤسسه انتشارات علامه قم، 1379 هجرى..

[9] - علامه طباطبايى‏ ،شيعه در اسلام، ص: 202، ناشر: دفتر نشر اسلامى‏ ،مكان چاپ: قم‏،سال چاپ: 1378 ش‏،نوبت چاپ: سيزدهم‏.

ادامه نوشته